تبلیغات
نارفیق

به نام خدا

نارفیق
امروز   به وبلاگ  نارفیق  خوش آمدید


¿متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
جمعه 5 اسفند 1384

1.   متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
- نظر به اینكه بزرگداشت شرف و حیثیت كه ملازم همه افراد خاندان بشری است, و بزرگداشت حقوق برابر و انتقال ناپذیر آنان, پایه آزادی و عدالت و صلح جهان است؛
- نظر به اینكه نشناختن حقوق بشر و پست انگاشتن آن, به كارهای وحشیانه ای كشیده است كه مایه اهانت وجدان بشری است؛
- نظر به اینكه بالاترین آرزوی افراد بشر آن است كه جهانی پدید آید كه نوع بشر در آن جهان از آزادی فكر و بیان برخوردار و از بیم و پریشانی رها باشند؛
- نظر به اینكه پشتیبانی از حقوق بشر بوسیله یك نظام حقوقی امری اساسی است تا انسان به فرجام وادار نشود به عنوان آخرین درمان در مقابل خودسری و ستم دست به شورش زند؛
- نظر به اینكه توده های مردم ملل متحد از نو باز ایمان خود را راجع به حقوق اصلی بشر راجع به شرف و ارزش زن و مرد در منشور ابراز داشته اند, و كه بر آن شده اند تا پیشرفت اجتماعی را تسهیل كنند و بهترین وضع زندگانی را در مهد كامل ترین آزادی بوجود آورند؛
- نظر به اینكه دولت های عضو متعهد شده اند كه با همكاری با سازمان ملل متحد, احترام واقعی و جهانی حقوق بشر و آزادی های اساسی را تأمین كنند؛
- نظر به اینكه برای تحقق یافتن كامل تعهد یاد شده, همه باید از حقوق و آزادی های مزبور تفاهم مشترك داشته باشند؛
- نظر به اینكه تشویق برای گسترش روابط دوستانه بین ملل, امری است اساسی؛
بنابراین, مجمع عمومی, این اعلامیه حقوق بشر را به منزله نمودار كمال مطلوب عام كه شایسته چنان است كه همه توده های مردم و همه ملت ها برای تحقیق بخشیدن آن بكوشند, ندا در می دهد تا همه افراد و همه گروه های اجتماعی در حالی كه پیوسته آن را نصب العین خود قرار می دهند از راه آموزش و پرورش بكوشند, ندا در می دهد تا حرمت حقوق و آزادی های یاد شده را گسترش بخشند و با تدبیرهای پیشرو, قبول و اجرای جهانی و واقعی آن را همان اندازه در میان توده های خود دولت های عضو, كه در بین گروه های سرزمین هایی كه زیر فرمان آنهاست تأمین كنند:
______________________________________________
ماده 1
همه افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یكسان زاییده می شوند و دارای موهبت خرد و وجدان می باشند و باید با یكدیگر با روحیه برادری رفتار كنند.
ماده 2
هر كس می تواند از كلیه آزادی ها كه در اعلامیه حاضر به آن تصریح شده است, بی هیچ گونه برتری, منجمله برتری از نظر نژاد و رنگ و جنس و زبان و دین یا هر عقیده دیگر, و از نظر زاد و بوم یا موقعیت اجتماعی, و از نظر توانگری یا نسب یا هر وضع دیگر بهره مند گردد. نیز هیچ امتیازی بر اساس نظام سیاسی یا قانونی یا بین المللی مربوط به كشور یا سرزمینی كه شخص از تبعه آن محسوب است وجود نخواهد داشت, خواه سرزمین مزبور مستقل باشد یا زیر سرپرستی, خواه فاقد خودمختاری باشد یا سرزمینی كه حاكمیت آن به شرطی از شروط محدود شده باشد.
ماده 3
هر كس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخص خویش برخوردار باشد.
ماده 4
هیچ كس را نمی توان به بندگی یا بردگی گرفت. بندگی و سوداگری بنده در هر شكل كه باشد ممنوع است.
ماده 5
هیچ كس را نمی توان شكنجه كرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیر انسانی یا اهانت آمیز قرار داد.
ماده 6
هر كس دارای این حق است كه شخصیت حقوقی او در همه جا مراعات گردد.
ماده 7
همه افراد در پیشگاه قانون یكسانند و حق دارند كه بی هیچ تفاوت از پشتیبانی قانون به طور برابر استفاده كنند.
هر كس حق دارد در مقابل هر گونه تبعیض كه ناقض این اعلامیه باشد و در مقابل هر گونه عملی كه چنین تبعیضی را تشویق كند, از حمایت یكسان قانون برخوردار گردد.
ماده 8
هر كس می تواند از تعدی به حقوق اصلی كه به موجب قانون اساسی یا قانون های دیگر برای او شناخته شده است به دادگاه های صلاحیت دار ملی متوسل گردد تا حقش استیفا شود.
ماده 9
هیچ كس را نمی توان خودسرانه بازداشت كرد یا زندانی ساخت یا تبعید نمود.
ماده 10
هر كس حق دارد با استفاده كامل از تساوی حقوق با دیگران, دعوای او در یك دادگاه مستقل و بی طرف عادلانه و علنی رسیدگی شود و آن دادگاه درباره حقوق و تعهدات او, یا صحت هر گونه اتهام كیفری كه به او متوجه باشد حكم دهد.
ماده 11

1) هر كس متهم به ارتكاب جرمی باشد, تا وقتی تقصیر او طی محاكمه علنی كه در آن هر گونه تضمین ضروری برای دفاع تأمین شده باشد قانونا به اثبات نرسد, بیگناه محسوب می شود.
2) همچنین هیچ كس به علت ارتكاب عملی یا خودداری از عملی محكوم نخواهد شد مگر وقتی كه آن كار به موجب قوانین ملی یا بین المللی در هنگام ارتكاب, جرم محسوب باشد. نیز هیچ كس به مجازاتی بیش از مجازات مقرر در هنگام ارتكاب جرم محكوم نخواهد شد.
ماده 12
زندگانی خصوصی یا امور خانوادگی یا محل سكونت یا مراسلات كسی نباید در معرض دخالت خودسرانه واقع شود. نیز به حیثیت و حسن شهرت هیچ كس نمی توان حمله كرد.
هر كس حق دارد در این گونه دخالت ها یا این گونه تجاوزها, از پشتیبانی قانون برخوردار گردد.
ماده 13

1) هر كس حق دارد در داخل هر كشور آزادانه نقل مكان كند و هر كجا بخواهد اقامت گزیند.
2) هر كس می تواند هر كشوری را كه بخواهد, من جمله كشور خود را, ترك كند و می تواند به كشور خود باز گردد.
ماده 14

1) هر كس حق دارد برای گریز از هر گونه شكنجه و فشار به جایی پناهنده شود. نیز می تواند در سایر كشورها از پناهندگی استفاده كند.
2) در جرایم غیر سیاسی یا اموری كه مخالف با اصول و هدف های ملل متحد باشد نمی توان از حق پناهندگی استفاده كرد.
ماده 15

1) هر كس می تواند هر ملیتی را بخواهد بپذیرد.
2) هیچ كس را نمی توان خودسرانه از ملیت او محروم ساخت یا حق تغییر ملیت را از او سلب نمود.
ماده 16

1) زن و مرد وقتی به سن ازدواج برسند می توانند بدون هیچ قید نژادی و ملی و دینی ازدواج كنند, و خانواده بنیاد گذارند. آنان به هنگام زناشویی و در اثناء و هنگام انحلال آن دارای حقوق متساوی می باشند.
2) عقد ازدواج جز با رضای آزادانه همسران آینده, قانونی نیست.
3) خانواده عنصر طبیعی و اساسی اجتماع است و باید از پشتیبانی جامعه برخوردار
باشد.
ماده 17

1) هر كس به تنهایی یا با شراكت دیگری دارای حق مالكیت است.
2) مالكیت هیچ كس را نمی توان بر خلاف قانون از وی سلب كرد.
ماده 18
هر كس دارای حق آزادی فكر و ضمیر و دین است. لازمه این حق آن است كه هر كس خواه به تنهایی یا با دیگران علنی یا خصوصی از راه تعلیم و پیگیری و ممارست, یا از طریق اقامه شعایر و انجام مراسم دینی, بتواند آزادانه, دین و یقینات خود را ابراز كند.
ماده 19
هر كس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آن را به زبان بیاورد و این حق شامل پذیرفتن هر گونه رأی بدون مداخله اشخاص می باشد و می تواند به هر وسیله كه بخواهد بدون هیچ قید و محدودیت به حدود جغرافیایی, اخبار و افكار را تحقیق نماید و دریافت كند و انتشار دهد.
ماده 20

1) هر كس حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت های مسالمت آمیز شركت جوید.
2) هیچ كس را نمی توان وادار ساخت به حزبی بپیوندد.
ماده 21

1) هر كس حق دارد مستقیما یا بوسیله نمایندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومی كشور خود شركت جوید.
2) هر كس حق دارد مانند دیگران متصدی مشاغل عمومی كشور خود گردد.
3) اراده ملت اساس قدرت اختیارات ملی است؛ این اراده بوسیله انتخابات شرافتمندانه صورت می گیرد كه دوره به دوره از طریق انتخابات عمومی یكسان, با رأی مخفی یا بنا به روشی مشابه با آن كه آزادی رأی را تأمین می كند, انجام می یابد.
ماده 22
هر كس از حیث اینكه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تأمین اجتماعی برخوردار گردد و می تواند به كمك كوشش ملی و یاری بین المللی با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی كه با حیثیت و تكامل آزاد شخصیت انسانی ملازمه داشته باشد بهره ور گردد.
ماده 23

1) هر كس حق كار و حق برگزیدن آزادانه كار با شرایط عادلانه و ارضاء كننده دارد, نیز حق دارد كه در مقابل بیكاری حمایت شود.
2) هر كس در مقابل كار مساوی, بدون هیچ گونه رعایت امتیاز, حق دستمزد مساوی دارد.
3) هر كس در مقابل كار, حق دارد دستمزدی منصفانه و ارضاء كننده دریافت كند كه برای او و خانواده اش و در صورت مقتضی حق دارد از كلیه وسایل حمایت اجتماعی استفاده نماید.
4) هر كس حق دارد برای پشتیبانی از منافع خود, با دیگران تشكیل سندیكا بدهد و عضو سندیكایی شود.
ماده 24
هر كس حق استراحت و استفاده از ایام فراغت دارد, من جمله حق دارد ساعات كارش به طور معقول محدود باشد و از مرخصی نوبتی با دریافت حقوق استفاده كند.
ماده 25

1) هر كس حق دارد از سطح یك زندگانی برخوردار باشد كه سلامت و رفاه او و خانواده اش, من جمله خوراك و لباس و مسكن و رسیدگی های پزشكی آنان را تأمین كند. همچنین حق دارد از خدمات ضروری اجتماعی در هنگام بیكاری و بیماری از اراده او, وسایل معاش وی مختل گردد استفاده كند.
2) مادر بودن و فرزند بودن, استفاده از كمك و مساعدت مخصوص را ایجاب می كند.
هر كودك خواه حاصل زناشویی قانونی باشد یا غیر قانونی, از حمایت اجتماعی برابر برخوردار می گردد.
ماده 26

1) هر كس حق دارد از تعلیم و تربیت استفاده كند. تعلیم و تربیت باید دست كم در مورد آموزش ابتدایی و اساسی رایگان باشد. تعلیمات فنی و حرفه ای باید برای همه ممكن باشد. دسترسی به تعلیمات عالیه باید برای همه و بنا به شایستگی هر كس امكان پذیر باشد.
2) هدف تعلیم و تربیت باید شكوفایی كامل شخصیت بشری و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد.
تعلیم و تربیت باید حسن تفاهم و گذشت و دوستی بین همه ملت ها و همه گروه ها از هر نژاد یا هر دین, همچنین گسترش فعالیت های ملل متحد را برای حفظ صلح تسهیل كند.
3) پدر و مادر برای تعیین نوع تعلیم و تربیت فرزند خود حق اولویت دارند.
ماده 27

1) هر كس حق دارد آزادانه در زندگانی فرهنگی اجتماع شركت جوید و از اقسام هنرها استفاده كند و در پیشرفت علمی و بركات حاصل از آن سهیم باشد.
2) هر كس حق دارد از منافع اخلاقی و مادی ناشی از هر گونه دستاورد علمی و ادبی یا هنری كه آن را به وجود آورده باشد حمایت شود.
ماده 28
هر كس حق دارد بكوشد تا در سطح اجتماعی و جهانی چنان سامان و نظمی حكمفرما شود كه حقوق و آزادی هایی كه در این اعلامیه اعلام شده است در آن سطح به نتیجه كامل برسد.
ماده 29

1) هر كس نسبت به اجتماعی كه فقط در آن اجتماع رشد آزاد و كامل شخصیت او امكان پذیر است تكالیفی بر عهده دارد؛
2) هر كس در اجرای حقوق و در مقام برخورداری از آزادی های خویش, تنها از محدودیت هایی پیروی می كند كه قانون منحصرا به منظور تأمین شناسایی و حرمت حقوق و آزادی های دیگران, بالجمله برای تحقق بخشیدن به مقتضیات عادله اخلاق و نظام اجتماعی و مصلحت عمومی, در یك جامعه دموكرات وضع كرده باشد.
3) در هیچ حال نمی توان حقوق و آزادی های مزبور را به نحوی به كار برد كه با هدف ها و اصول ملل متحد منافی باشد.
ماده 30
هیچ یك از مقررات اعلامیه حاضر را نمی توان به نحوی تفسیر كرد كه برای دولتی یا گروهی یا فردی متضمن حقی شود كه بنا بر آن, بتواند به فعالیتی دست زند یا كاری انجام دهد كه هدف آن از بین بردن حقی از حقوق و آزادی های مذكور در این اعلامیه باشد

پایان!

قضاوت با خودتان!




 

نوشته شده در جمعه 5 اسفند 1384 و ساعت 08:02 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مرد می خواهد...
جمعه 5 اسفند 1384

                                  مرد می خواهد بفهمد ونگرید!

در این ارسال قصد معرفی یكی از محبوبترین ترانه های امراه (emrah)

خواننده ی مشهور ومحبوب تركیه ای رو دارم .

كسی كه این ترانه رو گوش بده و یه كمی هم به زبان تركی وارد باشه كمتر میتونه دووم بیاره و گریه نكنه .این ترانه رو امراه برای پدرش كه در 43 سالگی مرده می خونه شعرش هم از خودشه

قسمتی از این ترانه رو بفارسی در زیر میارم ولی خداییش به تركی محشره!

بچه ها برای پدرشون  گریه نمی كنن  ، التماس نمی كنن كه نرو

بچه ها پدرشونو ترك نمی كنن،

(اخه بهش) گفتن مرده چاره ای نداره

حالا بی باباس،

 حالا چیزی عوض نمیشه

(بچه ها)روی  مزارش میگن نرو بابا، ولی خاموش شده دیگه چاره ای نیست

بیشتر از این چیزی نمیشه!

اگه صدام قوت بگیره هیچ چیز نمی تونه جلومو بگیره آهای شب آهای راه شبانه باورت میشه؟

( اهای فلانی)قلبم محتاجه نمی تونی بگیریش، بدون پدر نمی تونی پرش كنی!

شاعر تاكید فراوونی روی این قسمت آخر داره .

من از توضیح بیشتر عاجزم باید تركی  بلد باشی تا بفهمی واقعا چی میگه ! اگر می تونید حتما تهیهش كنید .

در مورد امراه باید گفت كه این بشر از 16 سالگی خوانندگی رو شروع كرده ومتولد سال 1971 هست .اولین آلبومش رو هم اگه اشتباه نكنم اواخر دهه 80 داد بیرون .این آقا تو تركیه خیلی معروفه البته تو خارج تركیه هم خیلی طرفدار داره ... حتی اگر تركی هم بلد نیستید ترانه هاشو گوش كنید یه معصومیت خاصی تو صداشه ، مثل همون معصومیتی كه تو چهره روبرتو باجو وجود داره !

راستی این آقا آدمی بسیار خیر و نوع دوسته بعد اززلزله بم به همراه ماهسون  و ابراهیم تاتتلیس می خواست بیاد ایران كنسرت اجرا كنه به نفع بمی ها كه وزارت فخیمه ی ارشاد اجازه نداد.

خلاصه اینكه این برادر امراه ، ابر مردیست ،مثل آلن اسمیت و زیزوی كبیر!

(( خواستم خالی از فوتبال نبوده باشم!!))

 

 

نوشته شده در جمعه 5 اسفند 1384 و ساعت 08:02 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿my love
پنجشنبه 13 بهمن 1384

MY LOVE

An Empty Street An Empty House

A Hole Inside My Heart

I'm All Alone The Rooms Are Getting Smaller

I Wonder How?

I Wonder Why?

I Wonder Where They Are

The Days We Had Sound We Sound Toghether

And Oh My Love

I'm Holding On For Ever

Reaching For The Love That Sims So Far

So I Say ALittle Paryer

And Hope My Dreams Will Take Me There

Where The Skies Are Blue

I See You Once Again My Love

Over Seas And Coast to Coast

Find The Place I LoveThe Most

Where The Fields Are Green

I See You Once Again

MY LOVE

I Try To Read I Go To Work

I Am Laughing With My Friends

But I Cant Stop To Keep My Self From Thinking

I Wonder How ?

I Wonder Why?

I Wonder Where They Are

The Days We Had

The Song We Song Togheter

And Oh My Love

I'm Holding For Ever

Reaching For The Love That So Seems So Far

To Hold You In My Arms

To Promise You My Love

To Tell You From The Heart

...YOU ARE All I'AM DREAMING OF!

نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿گفتگو در وطن
یکشنبه 13 شهریور 1384

خاطره ای از سفر سر نیما به سراب

امروز قصد دارم خاطره ای از سفر خویشتنم(خودم)به ولایت آبا واجدادی ام تعریف كنم

4شنیه شب بود حدود ساعت22 و بنده در منزل دایی خود ( به مناسبت پاگشایی یكی از فامیل های زن داییم)حاضر بودم كه ناگهان تلفن مبارك زنگی از خود در كرد و نام مرا فریاد زد كه بیا

عموی محترم بود كه فرمود بیا باید بری كرج ، بنده كه چنین حدسی می زدم دیدم ای دل غافل جمعی حدود 40 نفر حضور دارن ومن چگونه با این جماعت خداحافظی كنم و توضیح دهم كه چرا باید به این فوریت برگردم پس بی خیال شده وفقط با دایی زادگان وتوابع خداحافظی نموده وبه پسر دایی محترم گفتم كه چرا باید فردا صبح كرج باشم.

به سوی منزل عموی محترم خرامان شدم تا بسوی بستان اباد برویم تا با اتوبوس های تبریز برگردم از انجایی كه حیفم می امد شام نخورده بروم هنگام حركت دو پرس غذا از منزل دایی محترم گرفتم وبا عموی گرامی به سوی پلیس راه سراب-بستان آباد فراهم شدیم (اتوبوس های سراب -تهران همه حركت كرده بودند). از انجایی كه عموی محترم ما روابط عمومی قوی دارد قصد سفر با یك نفتكش بنز تا بستان آباد نمودیم تا هم جایمان فراخ تر باشد وهم غذایی بخوریم

فكرش رو بكنید بنده با یك كیف سامسونت در دست با یك ظرف غذا به همراه عموی خود با راننده تریلر صحبت می كردیم كه ای عزیز مارم برسان .ایشون كه ازوجود امنیت در ایران اطمینان كامل داشت بسی واهمه داشت كه مارا سوار كند یا خیر .پس گفت منتظر دوستانم هستم بیایند تا معلوم شود كه می رویم یا همین جا می مانیم . راست یا دروغ پای خودش وقتی دید ما در سرما ایستاده ایم (تعجب نفرمایید بنده از ساعت 7 شب به بعد با كاپشن تردد می كردم )

گفت بیایید و در داخل ماشین غذا بخورید وما هم كه پررو به امید جایی راحت سوار شدیم

عجب ماشین تمیز وجاداری بود خدایی مخ بنز كار میكنه بسی حال بردم كه سوار این تریلر شدم

از انجایی كه قاشق فراموشمان شده بود با دست اقدام به منهدم نمودن جوجه كباب نمودیم وهرچه به راننده محترم تعارف زدیم كه بویور (بفرما) قبول ننمود می ترسید چیزی توش ریخته باشیم كه بعد از كمی صحبت فهمیدیم حق دارد این همه نگران باشد

باهاش كه صحبت می كردیم می گفت از آذربایجان شوروی بنزین می بره واسه عراق می خواین بدونین ایشون كه آذر بایجانی بود چقدر بابت ابن كار می گیره؟ فقط 120 دلار! یعنی چیزی حدود 110هزار تومان ولی رانندگان محترم وطنی ما 1200دلار می گیرند یعنی 10 برابر !!!!

ماشین هم ماله شركت بود طرف بدجوری شاكی بود ومی گفت تو آذربایجان عدالت نیست هنوز بسیاری از سران وبزرگان كمونیست هستند از الطاف شوفران محترم ما در حق خودشان می گفت .می گفت ایرانی ها عراق را غرق كرده اند .جالبه بدونید گمرك ایران 560 دلار از شون حق گمرك می گیره! و خیلی چیزهای دیگه هم گفت كه بماند...

بهش گفتم مجبوری اینهمه راه رو واسه 120 دلار بری؟ گفت اره كار دیگه ای ندارم جواب زن وبچه ام را چی بدهم

ایشون یه آب معدنی گازدار با طعم لیمو داشت كه به گفت عموی ما خیلی خوشمزه بود البته بنده نخوردم چون هر چیزی رو نباید خورد! یك كالباس در یخچال ایشون بود كه می تونم بگم 90 درصدش گوشت بود! وبنده در واحیرتا مونده بودم كه آیا این كالباس است یا انوچه ما می خوریم

می گفت تو ایران تقلب زیاده و كالباس های مارو گاردون (مقوا) می نامید

ازش در مورد هزینه اقامت در باكو تویك هتل معمولی با امكانات معقول پرسیدم گفتی روزی حدودا به پول ما 2000تومان یعنی مفت مفت!

در مورد وبا پرسیدم گفت:همچین موردی به هیچ وجه اونجا پیدا نمیشه! واین پدیده نیكو فقط در افغان (افغانستان) ایران و ایراغ (عراق) وجود داره

خلاصه این كه خیلی آدم ردیفی بود كلی حال كردیم باهاش بعد از نیم ساعت كه رفیقاش نیومدن ما ازش خداحافظی كردیم وخودمون رفتیم بستان آباد. از شانس بنده بعد 2دقیقه یك عدد اتوبوس اسكانیا سالار متعلق به تبریز اومد وبنده هم سریع پریدم بالا ودر زیر كولر وامكانات خوب این اتوبوس تخت خوابیدم.(توضیح: وقتی می رفتم سراب چون پنج شنبه بود واز دحام مسافر در زیر پل فردیس بایك عدد بنز در پیت سفر كردم واز اونجایی كه ردیف اول پشت راننده نشسته بودم

و این قد مبارك هم دردسری است اصلا نخوابیدم پس شانس آوردم)

خلاصه 5-4روز حسابی حال كردم مخصوصا با پلی استیشن ، رقیب می طلبم

این هم یك مطلب متفاوت از من!

نوشته شده در یکشنبه 13 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مانیفست
جمعه 11 شهریور 1384

واسه امروز گفتم چی در كنم بعد از كمی فكر نوشته های زیر در شد

توضیح مختصری در مورد عبارت نارفیق

از اونجایی كه این حقیر تنا كنون به تعداد

1.اونایی كه بعد از جند مدت كه نمی بیننت فراموشت می كنن

2.اونایی كه می خوان فراموشت كنن

3.كسایی كه از شما خوششون نمیاد ولی شما عین سیریش بهشون چسبیدید

4....

همونطور كه گفتم بنده تا كنون تعداد كثیری رفیق با پیشوند ((نا)) داشتم كه همشون جز موارد بالا بودن بعضی هاشونو یعنی یكیشون رو خیلی دوست داشتم واسش اند رفیق بازی بودم ولی خب اونهم توفیری با بقیه نداشت البته الان كه قریب به سه ماه از تعطیلی مدرسه می گذره می بیبینم چیز خیلی مهمی رو از دست ندادم كه بخوام واسه رسیدن بهش تلاش كنم.((توصیه:برای دوستی پافشاری نكنید!))

بنا به فرموده یكی از دوستان مومن رفاقت باید برای رضای خدا باشه ورفتار رفیقت اصلا مهم نیست! الله اعلم

بنده چندین بار نسبت به ترك عمل زشت وقبحانه رفیق بازی گرفتم ولی از انجا كه فرهنگ غرب ریشه های تمدن اسلامی ما رو سست كرده موفق نشدم.

اخه تنهایی تا كی؟

این كه میگن رفیق بی كلك مادر درسته خیلی هم درسته ولی هر حرفی رو كه نمیشه با مادر در میون گذاشت!میشه؟

ختم كلوم

توجه:به یك عدد رفیق فابریك صادق!!!با ضامن معتبر نیازمندیم

توضیح:كلیه رفقای بنده مذكر بوده وخواهند بود

تذكر:هرگونه ارتباط با جنس مخالف مگر در صورت ضرورت بر حسب احتیاط واجب حرام است

بیت سر نیما چهارشنبه ای از شهریور 84

nتا نارفیق داشته یك سری تقسیم بندی در مورد نارفیق جماعت در می كنم كه در زیر می خوانید

نوشته شده در جمعه 11 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 24 مرداد 1384

بیا تا برایت بگویم...

بیا تا برایت بگویم چه اندازه دوستت دارم ،زمانی كه به .سعت تنهایی هایم می نگرم كه هیچ مجالی برای پركردن آنها در گیر ودار زندگی پیدا نكردم.

تنهایی هایم را دوست دارم مثل لحظه ی انتهایی دوستی با تو رفیق.تنهایی هایم را دوست دارم مانند عشق یك پدر به فرزندش ،زیرا در تنهایی هایم كه همیشه با رویا پر می شده كسی بالاسرم نبوده،نیست ونخواهد بود!

زیرا تنهایی هایم فقط متعلق بخودم است واحدالناسی نمی داند در خلوت من چه می گذرد،هیچ كس نمی داند كه چقدر اورا دوست داشتم ولی او با من چه كرد.ولی افسوس كه نمی شود دوست داشتن را از سر اجبار به كسی فهماند.

در جوانی كه بهرتین دوران عمراست باید به فكر بدبختی های آینده باشم زیرا پدرم آنقدر توان مالی ندارد كه آینده ام را تامین كند اگر از حلا بفكر نباشم...

آقای رییس جمهور، من به شما رای دادم چون فكر كردم آلوده سیاست بازی نشدید،به شما رای دادم چون دلم رضا نداد به آن دیگری رای دهم .رای من به شما از روی عقلانیت نبود

بحث،بحث دل بود .این شد كه روی برگه نوشتم محمود احمدی نژاد

هنوزهم نمی دانم چرا؟ولی گاهی كه از گوشه وكنار می شنوم قراراست تندروی های بشود..

شك می كنم كه آیا بدرستی رای دادم؟!

آقای احمدی نژاد شما را مثل تنهایی هایم دوست دارم حتی اگر سهم من از شما 1 به 60میلیون نفر باشد

پس آقای دكتر ،بیا بگو كه این شایعات درست نیست!!

در زندگی ما نان شب واجب ترین عنصر است.بدانید(كه می دانید)كه اگر مشكلات اقتصادی مردم حل شود بی شك بسیاری از مشكلات اجتماعی نیز حل خواهدشد

آقای دكتر اگر حتی ذره ای از این شایعات در ست باشد

رای ام را پس خواهم گرفت ولی چگونه؟؟

این 4 سال هم می گذرد...

نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 23 مرداد 1384

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید..............گفتم كه ماه من شو گفتا اگر بر آید

گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز...................گفتا زخوب رویان اینكار كمتر آید

گفتم كه بر خیالت راه نظر ببندم...................گفتا شبروست او از راه دیگر آید

گفتم كه بوی زلفت گمراه عالمم كرد.........گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی كز باد صبح خیزد..........گفتا خنك نسیمی كز كوی دلبر آید

گفتم كه نوش لعلت مارا به آرزو كشت.....گفتا تو بندگی كن كاو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت كی عزم صلح دارد........گفتا مگوی با كس تا وقت آن در آید

                             گفتم زمان عشرت دیدی كه چون سر آمد

                              گفتا خموش حافظ كاین قصه هم سر آید

_________________________________________________________________

اگر شیری اگر ببری اگر گور.........................................سرانجامت بود جا در ته گور

تنت در خاك باشد سفره گستر......................................بگردش موش ومار وعقرب ومور

عزیزا ما گرفتار دو دردیم

یكی عشق ودگر درد هر فردیم

نصیب كس مباد این غم كه ماراست

جمالت یك نظر نادیده مردیم

باباطاهر

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 06:08 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -


¿برای دلم!
چهارشنبه 19 مرداد 1384
تنها...

اكنون مرا به قربانگاه می برند

گوش كنید ای شمایان، در منظری كه به تماشا نشسته اید

و در شماره،حماقت هایتان از گناهان من افزون تر است

_ با شما مرا هرگز پیوندی نبوده است

بهشت شما در آرزوی به بر كشیدن من، درتب دوزخی انتظاری بی انجام خاكستر خواهد شد،

تا آتشی آنچنان به دوزخ خوف انگیزتان ارمغان برم كه از تَف آن،دوزخیان مسكین، آتش پیرامونشان را چون نوشابه ای گوارا سر كشند.

چرا كه من از هرچه با شماست ،از هرآنچه پیوندی با شما داشته است نفرت می كنم:

از فرزندان واز پدرم

از آغوش بویناكتان و

از دست های تان كه دست مرا چه بسیار از سر خدعه فشرده است.

ازقهر ومهربانی تان

واز خویشتنم

كه به ناخواه،از پیكرهای شما شباهتی به ظاهر برده است...

من از دوری ونزدیكی در وحشتم .

خداوند شمارا به سیزیف بیدادگر خواهند بخشید.

من پرومته ی نامرادم

كه از جگرٍ خسته كلاغان بی سرنوشت را سفره ای گسترده ام.

غرور من در ابدیت رنج من است

تا به هر سلام ودرود شما، منقار كركسی را برجگر گاه خود احساس كنم .

نیش نیزه ای بر پاره ی جگرم،از بوسه لبان شما مستی بخش تر خواهد بود

چرا كه از لبان شما هرگز سخنی جز به ناراستی نشنیدم.

و خاری در مردم دیدگانم،از نگاه خریداری تان صفا بخش تر

بدان خاطر كه نگاه شما در من، جز نگاه صاحبی به برده ی خود نبود...

از مردان شما آدمكشان را

واز زنان به روسپیان مایل ترم .

من از خداوندی كه در های بهشتش را برشما خواهد گشود

به لعنتی ابدی خوش ترم.

همنیشنی با پرهیزگاران وهمبستری با دختران دست نا خورده

در بهشتی آنچنان ارزانی شما باد!

من پرومته ی نامرادم

كه كلاغان سرنوشت را از جگر خود سفره ای جاودان گسترده ام.

به تماشای قربانی بیگانه ای كه منم:

با شما مرا هرگز پیوندی نبوده است

__________________________________________

توضیح: سیزیف یكی از قهرمان اساطیری یونان باستان است كه خدایان یونانی را فریفت وبه زندگی بازگشت ودیگر تن بمرگ نداد.

پرومته از خدایان اساطیری یونان است كه با آدمین همنشین شد وراز آتش را كه در اختیار خدایان بود با آدمیان بگفت وبدین گناه به فرمان خدایان در كوره های قفقاز به زنجیر كشیده شد تا به كیفر این گناه الی الابد كر كسان گرسنه جگرش را بخورند وجگرش همچنان از نو بروید



احمد شاملو

نوشته شده در چهارشنبه 19 مرداد 1384 و ساعت 04:08 ق.ظ توسط : نیما
ویرایش شده در - و ساعت -